واقعا خدا بیامرزد پدر این مختلس بزرگ را. به دلایلی که ذکر می گردد.

یک اینکه من خودم به عنوان یک معلم ریاضی سختکوش چندین سال بود که چنین عدد بزرگی را ننوشته بودم. یعنی یا فرصتش پیش نیامده بود و یا اینکه به لطایفالحیلی از زیر این بار در رفته بودیم.

دو اینکه واقعا حرکت بزرگی در بین مردم ایجاد کرد . از این نظر که قرن های متمادی مردم ما در عدد صد هزار گیر کرده بودند و این عدد مردم ما را چپاول می کرد و په بسا شعرایی شعر ها در وصف آن گفتند. مثلا حافظ می فرماید : صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخواست   ....

و یا در وقت شکرگزاری فرموده می شود :خدا را صد هزار بار شکر. نمی دانم شاید خدا هم از دست ما ناراحت شده باشد( هرچند خدا ناراحت نمی شود) که ما تو این عدد گیر کرد ایم.

و یا مثلا در برخی موارد گفته می شود : صد هزار بار گفتم مگه حالیش می شه

به هر حال این عدد صد هزار در تاریخ ادبیات و هنر و ... این مرزوبوم نقش زیادی داشته است.

اما امروز به لطف این شخص بزرگ وار ما در لحضه تاریخی بزرگی قرار داریم تا از دست این عدد خلاص شویم و گام در مرحله جدیدی بنهیم. و این وظیفه شعرا و نویسندگان است که در عبور از این مرحله مارا یاری کنند و عدد طلایی سه هزار میلیارد را جانشین صد هزار کنیم