مدرسه ي هوشمند  قديم ها

قديم ها ( 7 يا 8 سال قبل)معلم ها كه مي خواستند كلاسشون راهوشمند كنند كامپيوترو مي آوردند تو كلاس يا اينكه مي رفتند تو سايت كامپيوتر. در حالت اول يك ربع ساعت طول مي كشيد تا مدير و معاون و كامپيوترچي موافقت كنند .بعد دو تا دانش آموز گردن كلفت كامپيوترو در آغوش گرفته و مي آوردند . حالا يا كلاس برق نداشت يا سيم نمي رسيد به پريز و يا برنامه نصب نبود. خلاصه اگر كلاس روبراه مي شد و سيستم روبراه مي شد بچه ها فكر مي كردند آمدند سينما و صحبت فيلم و بازي ئ غيره و كلاس كلا تمام مي شد

آموزش به روش شوتي

اوايل معلمي در يكي از شهرهاي جنوب كشور كار مي كرديم و بچه ها مي گفتند : آقا شوتي درس بده. ولي ما اصلا نمي فهميديم يعني چه . بعدا  كه با فرهنگ منطقه آشنا شديم فهميديم كه شوتي يعني با آخرين سرعت . مثلا يك درس با دو مثال تمام مي شود وخبري از بحث و بررسي نيست. اما ريشه ي اين اصطلاح هم از قاچاقچي ها ست. تويوتا را بار قاچاق مي كني بعد با آخرين سرعت از جلوي مامورا فرار مي كني.

جا استادي

واقعا كي مي دونه جا استادي چي ؟

يه سالي ما در يك دانشگاه خيلي پيشرفته درس مي داديم كه تو كلاس ها براي گرمايش از چراغ  استفاده مي شد.همه چيز در حد خيلي پيشرفته بود كلا هيچ شباهتي به دانشگاه نداشت. تنها چيزي كه به دانشگاه مي ماند تريبون استاد بود. كه ما يه بار رفتيم تو كلاس ديديم روي تريبون نوشتند جا استادي. من احساس مي كردم مي خوام برم تو كارتون براي بسته بندي شدن. ولي خداييش اسم بدي هم نبود چون بعضي از استاد هاي اكتيو از اول كلاس تا آخر كلاس از جاشون بلند نمي شن و دانشجوها هم حق دارند بگن جا استادي