یک معلم به عنوان یک عضو ثابت در مدرسه در سال های مختلف با دانش آموزان مختلف با هوش های متفاوت برخورد می کند و این در صورتی است که هوش او تغییر نمی کند. مشکل جایی ایجاد می شود که دانش آموزی وجود داشته باشد که از معلم خیلی باهوش تر و یا خیلی کم هوش تر باشد. ((برای شغل معلمی بهترین دانش آموز دانش آموز متوسط ، مودب و درسخون و خصوصا حرف گوش کن است.))
فرض می کنیم در کلاس دانش آموز خیلی با هوشی باشد .چگونه با او برخورد می کنیم
 روش سنتی
در این روش معمولا این دانش آموز یا جور دانش آموزان ضعیف را می کشد که به هر حال کار بدی هم نیست. یا در کلاس همیشه علاف است ولی باید تحمل کند و یا اینکه دست به شیطنت می زند و کم کم به اخراجی های مدرسه  تبدیل می شود که این نوع آخری یکی از محصولات مدارس ما می باشد. بسیاری از معلم ها از دست این دانش آموزان گله دارند و معمولا رابطه ی خوبی با آنها ندارند چراکه در جریان کلاس اخلال ایجاد می کنند.
همچنین ممکن است معلمی که خیلی معروف باشد ، با جزبه و نکته گو (بر وزن سخن گو) این دانش آموز را از کلاس محروم کند.( البته به وضع پدر و مادر بچه بستگی دارد که چقدر برش و یا پول داشته باشند) با اعمال شاقه .( مثلا چند ماه از سال پشت در کلاس بایستد.)
به هر حال هوش زیادی هم برای دانش آموز جماعت خوب نیست و درد سر دارد . شاید بهتر باشد که اصلا آدم کودن باشه و از همه چیز تعجب کنه و برای درک آنها هی زور بزنه و عکس کتاب هارو نگاه کنه و به قول معروف در پاورقی زندگی کنه.
روش مدرن
دانش آموز را تحویل می گیرید و در مدرسه تیز هوشان قبول می شود و هی در المپیاد های مختلف و مسابقات شرکت می کند تا جایی که فقط یک نفر از بین همه به عموان بهترین انتخاب شود و همه را ناک اوت بفرماید .( مثل کشتی کج) و این دانش آموز دوباره به هم نوعان خود درس بدهد و این حلقه همین طور ادامه پبدا کند تا بینهایت.